|
|
|
|
|
از این روزا بدم میاد. روزایی که باید صبح تا شب دانشگاه باشم. یا کلاس دارم یا باید درس بخونم. تو خونه درس بخونم ؟ صحبتش رو هم نکن. نمی تونم . سرو کله زدان با بچه ها تو سایت یا تو حیاط. خمودگی پشت نرم افزار xilinx و matlab و کوفت و زهر مار. آخرش هم بدون نتیجه. 8 ترم رو به بازی و شوخی گذروندم و الان عوض اینکه فارغ التحصیل شم ، باید یه سال دیگه این دانشگاه ملال آور و افسرده کننده رو تحمل کنم. سیزن 2 هم داره تموم می شه. |
||
|
+
نوشته شده در شنبه نوزدهم اردیبهشت 1388ساعت 21:18 توسط idiot
|
|
||